خیلی دلم گرفته ازخیلیها
خدایابه دادم برس
دلم داره آتیش میگیره
درددلهای یک عاشق
خیلی دلم گرفته ازخیلیها
خدایابه دادم برس
دلم داره آتیش میگیره
قاتل !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تومنو کشتی توعشق روکشتی تواعتمادروکشتی . توهمه خوبی هاروقتل عام کردی . من دیگه نمیتونم زن باشم الهه مهروعاطفه . نمیتونم خوبیها روببینم . نمیتونم خوشیها رواحساس کنم . هیچ حسی به جنس مخالف ندارم .
ببین عاقبت عشق تو بامن چه کرد . چرا من زیادی عاشقم . اونقدر عاشقت بودم که هیچ بایدی وشایدی نتونست برای رسیدن به تو جلودارم باشه . حالا اینقدر سوخته عشقتم که هیچ معجزه ای نمیتونه منو ازنوبسازه.
نمی دانم دلم گم شده یا اونی که دل به او سپردم! نمی دانم عشقم گم شده یا معشوقم.نمی دانم اعتماد بی جا کردم یا بی جا به من اعتماد کردند.نمی دانم لیاقت او را نداشتم یا او لایق من نبود. نمی دانم من در حق عشقمان خیانت کردم یا او. او قدر ندانست یا من, نمی دانم.....نمی دانم خدا این را قسمت ما کرد یا ما خود قسمت را رقم زدیم.نمی دانم چرا وقتیکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نیست. نمی دانم خدا به ما "دل" داد تا از دنیا ببریم یا دنیا رو داد تا دل بکنیم ،نمی دانم خدا این را قسمت ما کرد یا ما خود قسمت را رقم زدیم.

هان چه خبر آوردی ...؟
از کجا وز که خبر آوردی ...؟
خوش خبر باشی اما ...
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری ... نه ز دیار و دیاری... باری...
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کَس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک! در دل من
همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
دست بردار از این در وطن خویش غریب ...
نمی خواستم عکساتو پاره کنم.
نمی خواستم دلو بیچاره کنم 
نمی خواستم تورو اواره کنم
ولی مجبور شدم این کارو کنم.
نمی خواستم تو بیفتی از چشام
نمی خواستم بمونی بازم به پام 
نمی خواستم ببینم اشک تورو
عزیزم گریه دیگه بسه برو
نمی خواستم عشقمو ازت بگیرم
نمی خواستم تو بمیری تا بمیرم
نمی خواستم نمی خواستم
میدونستم تو بری تنها میمیرم .
نمی خوام بیشتر از این شکسته شی
نمیخوام باهام بیایی که خسته شی 
نمی خوام که بگذرم به سادگی .
عزیزم برو برس به زندگیت عزیزم برو برس به زندگیت
با اینکه اینو میدونم باید ازت بدم بیاد
بازم میخوام ببینمت خدایا قلبم چی میخواد؟!!!
میخواد که اون روزای تلخ دوباره باز زجرم بده
کاش بدونی چطور بازم گذشتمو یادم بره
خیلی روزا تو خلوتم دلم هواتو میکنه
ولی شکستن تا چه حد؟ کاش دل فراموش بکنه
نگاه نکن، چیزی نگو، با اینکه دل تو تنهایی میخواد باشم کنارت
شکستن غرورمو بهت نمیدم تا جاش بازم یه روز باشم کنارت
كه تنهايي ام را تكانده باشي
به چه دلخوش كرده اي؟
تكاندن برف از شانه هاي آدم برفي؟
غربت را
حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی
و یا جایی
پشت لحظه های آشنا
همین که
عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کند
کافیست
تا تو غریب شوی